تبليغاتX
ولگرد ستاره ها
رسوای فامیل

سلام

تا  حالا براتون پیش اومده که دیگران اون چیزی رو که  منظورتون نیست خیال کنند؟

اَه اَه اَه... انقدر بدم میاد .

حالا می خوام براتون یه نمونش رو واسه دشت اول وبلاگم بگم . (بیا که حراجش کردم ....)

جونم به قربونت بگم برات که من فلک زده بد بخت بعد ازعمری یه عطر خریدم (یه وقت خیال نکنی تا حالا بوی گند می دادم ها.داداشت بیشتر از ادکلن و اسپری استفاده می کنه .گفتم که بدونی ...)

 یه چند وقت که گذشت دیدم عجب عطر مسخره ایه ها از بوش خوشم نمیاد.آقا گذشت ما رفتیم خونه خالمون.اتفاقا دایی ام هم اومده بود اونجا و یه شیشه عطر بهم هدیه داد(آخه نه اینکه همچین یه خورده جذابم... همه دوستم دارند ) منم خوشحال کلی حال کردم که دیگه از این یکی استفاده می کنم .

چند ساعت بعد من و خواهرم و دخترخاله هام نشسته بودیم صحبت می کردیم . یه دفعه یاد عطرنکبتیه افتادم گفتم تا یادم نرفته از دستش خلاص شم بندازمش به آبجیه .

از جیبم درش آوردم و به خواهرم گفتم : بیا این عطره مال تو من از بوش خوشم نمیاد . همین که اینو گفتم دخترخالهه گفت پسرخاله بده من اول بوش کنم .دادم بهش اونم که از بوش خوشش اومده بود گفت: ازش خوشت نمیاد؟ (منم حساس، دل نازک ، مهربوون....) گفتم اگه می خوای بردار مال خودت.آقا مثل چی ذوق کرده بود یَک حالی کرده بوووود... با خوشحالی گفت واقعا نمی خوایش؟ گفتم نه ! ازش خوشم نمیاد .دختر خاله بزرگه گفت به آبجی من چرا اون چیزایی رو که خوشت نمیاد میدی؟ (با این که جا خواهری خیلی دوستش دارم ولی این یکی یَک مارمولکیه .)

 حالا بیا خوبی کن .خودشم جو گیر شد گفت : اون چیزی رو که برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.

گفتم فعلا که دیگران پسندیدند! (ملت چطوری می کنند تو پاچه آدم! به خودم می گفتم اِ اِ اِ اِ...دختره ی پررو ببین چه رویی داره .

این جاست که آدم به ضرب المثل های فارسی ایمان میاره : بابا دندون اسپ پیش کشی رو که نمیشمارند.

سخن کوتاه کنم یه چند دقیقه ای گذشت دیدم خالهه (که خیلی دوسش دارم) با لبخند اومد کنارم روی یکی از مبل ها نشست و گفت : خاله دستت درد نکنه بخاطرعطر. همینطور مثل شاسگول ها خشکم زد .مااااااااا!(نمی دونم از کجا خبردار شده بود) خاله جون خواهش میکنم این حرفها چیه قابلی نداشت (یه خورده چاپلوسی هم قاتیش کردم) بعد تو دلم گفتم نکنه خالهه خیال کرده.... نه! ای ددم هی .... منم واسه این که ماست مالیش کنم گفتم نه خاله چون از بوش خوشم نمی اومد دادمش به دختر خاله. خالم گفت دستت درد نکنه!ازهرچی خوشت نمیاد میدی به دخترمن؟

ای خاک برسرم خرابترش کردم که گند زدم به همه چی . حیرون سرم رو انداخت پایین و از خجالت داشتم میمردم ... .

پروردگارا! به فریادم برس.

 خلاصه  سرتونو به درد نیارم .رفتیم خونمون داشتم مطالعه می کردم که مامانم اومد پیشم گفت : عطرت رو دادی به دختر خالت؟

ای ددم هی....این زنها عجب خبر گذاری ای دارند.فکر کنم همه ی فامیل فهمیدند که من یه شیشه عطر به دختر خالم دادم.

بابا یه غلطی کردم حالا بی خیال شید .دو دستی زدم تو سرم گفتم ای وای دیدی آخرش رسوای فامیل شدم؟

از اون موقع به بعد بود که پشت دستم رو داغ کردم که دیگه از این جوون مردیای حال بهم زن نکم.

البته نمی دونم که اخلاق دخترا چجوریه ها ولی فکر می کنم اگه آب هم بخورند میرند به مامانشون میگن.(شاید)

ولی به این یقین دارم که اگه خبری پیش بیاد خانومهای محترم کشورمون اون رو با تمام جزئیا ت و تحلیلهای فیلسوفانه سریعتر از اینترنت در اختیار جهانیان میگذارند.(خداییش راست نمی گم؟)

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط ولگرد ستاره ها |

RSS

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا