سیب با طمع یونس!!!
سیب...
سلام.
من face of hate هستم.
با اجازتون این بار من آپ میکنم چون یونس تو اوضاع بدی قرار گرفته.
چون پادگان میره هیچ وقتی برای آپیدن نداره.
به نظر من اینقد نظرای مشتی بدین که وقتی دید خوشحال شه.
تنها نذارینش.
اینقدر براش مهم بودین که به من گفت آپ کنم.
الان وقت خوبیه برای اینکه ازش بنویسم.
خیلی پسر خوبیه.
فقط یه مشکلات اخلاقی داره که مینیویسمشون :
1. وقتی با هم میریم بیرون 1 ریال هم خرج نمیکنه.
2. مثل سیر و سرکه دروغ میگه.
3. اصلا عاقل نیست.
4. به دلیل زیاد از حد خوشگل بودن ، دخترای زیادی رو بد بخت کرده.
5. به اندازه ی یه دونه ی جو معرفت نداره.
6. اگه بتونه حتما زیر آب میزنه و از پشت به آدم خنجر میزنه.
7. فوق العاده بد قوله.
8. توی وبلاگش پر از کلمات عربیه.
9. به وطنش اهمیتی نمیده.
10.براش اهمیتی نداره که تو جامعه چی میگذره.
حالا همه ی گزینه هارو بر عکس کنین.
به خصوص شماره های 1 تا 10. D:
یونس برام مثل برادر میمونه.
خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و میگیرم.
کسی توجه نکرد ، ولی توی پست قبلیش یه کلمه ی عربی هم پیدا نمیکنین.
یه وطن پرسته.
اگه جایی کسی در خطر باشه خودشو میندازه وسط تا اون شخص کاریش نشه.
تا حالا ندیدم دروغ بگه.(نه بخاطر راستگو بودنش ، بلکه به خاطر اینکه اینقدر حرفه ای دروغ میگه که آب از آب تکون نمیخوره!!!!!!!!!)
شوخی کردم.
مشکلات رو به جون میخره و ترسی ازشون نداره.
خیلی با معرفته.
آدم رو موقع خوشی و غم تنها نمیذاره.به خصوص موقع خوشی.
مثلا اگه آدم با ایالش بره یه جا یه چیزی کوفت کنه یه دفعه از زیر میز در میاد و میگه منم اومدم.
اگه لازم باشه جونشو برای ایران میده.
زیباییه درونیش از زیباییه بیرونش بیشتره.
واسه همین کسایی که باهاش آشنا میشن ، بعد از یه مدت بهش معتاد میشن.
وقتی میخنده ، رو اعصابت با میخ مینیویسه : اینجا ایران سرزمین من است!!!
فرقی نمیکنه جایی که هستی شلوغه یا نه ، پادگان باشه یا نه...
یه جوری میخنده که اجداد همه میاد جلو چشماشون.
این که گفتم تو پادگان باشه یا نه دلیل داشت.
دلیلشم این بود که ... :
تو سربازی اگه اذیت کنی بهت میگن پا مرغی برو ، یا میگن سینه خیز برو .
سر گروهبان اشتباهی گفته : سینه مرغی برو ، این نادونم عین هیولا زده زیر خنده و خودشو تابلو کرده.
خلاصه اینکه یونس از کساییه که خیلی باهاش حال میکنم.
از پستای خودم طولانی تر شد.
ولی بازم دلم میخواد ازش بنویسم.
راستی علیرضا خان منو نشناختی؟
من علی هستم.
کلاس دلفی.
یادت اومد؟
به وب منم بیا.
خیلی خوشحال شدم دیدمت.
نظر یادتون نره.
سلام.
من face of hate هستم.
با اجازتون این بار من آپ میکنم چون یونس تو اوضاع بدی قرار گرفته.
چون پادگان میره هیچ وقتی برای آپیدن نداره.
به نظر من اینقد نظرای مشتی بدین که وقتی دید خوشحال شه.
تنها نذارینش.
اینقدر براش مهم بودین که به من گفت آپ کنم.
الان وقت خوبیه برای اینکه ازش بنویسم.
خیلی پسر خوبیه.
فقط یه مشکلات اخلاقی داره که مینیویسمشون :
1. وقتی با هم میریم بیرون 1 ریال هم خرج نمیکنه.
2. مثل سیر و سرکه دروغ میگه.
3. اصلا عاقل نیست.
4. به دلیل زیاد از حد خوشگل بودن ، دخترای زیادی رو بد بخت کرده.
5. به اندازه ی یه دونه ی جو معرفت نداره.
6. اگه بتونه حتما زیر آب میزنه و از پشت به آدم خنجر میزنه.
7. فوق العاده بد قوله.
8. توی وبلاگش پر از کلمات عربیه.
9. به وطنش اهمیتی نمیده.
10.براش اهمیتی نداره که تو جامعه چی میگذره.
حالا همه ی گزینه هارو بر عکس کنین.
به خصوص شماره های 1 تا 10. D:
یونس برام مثل برادر میمونه.
خیلی چیزا ازش یاد گرفتم و میگیرم.
کسی توجه نکرد ، ولی توی پست قبلیش یه کلمه ی عربی هم پیدا نمیکنین.
یه وطن پرسته.
اگه جایی کسی در خطر باشه خودشو میندازه وسط تا اون شخص کاریش نشه.
تا حالا ندیدم دروغ بگه.(نه بخاطر راستگو بودنش ، بلکه به خاطر اینکه اینقدر حرفه ای دروغ میگه که آب از آب تکون نمیخوره!!!!!!!!!)
شوخی کردم.
مشکلات رو به جون میخره و ترسی ازشون نداره.
خیلی با معرفته.
آدم رو موقع خوشی و غم تنها نمیذاره.به خصوص موقع خوشی.
مثلا اگه آدم با ایالش بره یه جا یه چیزی کوفت کنه یه دفعه از زیر میز در میاد و میگه منم اومدم.
اگه لازم باشه جونشو برای ایران میده.
زیباییه درونیش از زیباییه بیرونش بیشتره.
واسه همین کسایی که باهاش آشنا میشن ، بعد از یه مدت بهش معتاد میشن.
وقتی میخنده ، رو اعصابت با میخ مینیویسه : اینجا ایران سرزمین من است!!!
فرقی نمیکنه جایی که هستی شلوغه یا نه ، پادگان باشه یا نه...
یه جوری میخنده که اجداد همه میاد جلو چشماشون.
این که گفتم تو پادگان باشه یا نه دلیل داشت.
دلیلشم این بود که ... :
تو سربازی اگه اذیت کنی بهت میگن پا مرغی برو ، یا میگن سینه خیز برو .
سر گروهبان اشتباهی گفته : سینه مرغی برو ، این نادونم عین هیولا زده زیر خنده و خودشو تابلو کرده.
خلاصه اینکه یونس از کساییه که خیلی باهاش حال میکنم.
از پستای خودم طولانی تر شد.
ولی بازم دلم میخواد ازش بنویسم.
راستی علیرضا خان منو نشناختی؟
من علی هستم.
کلاس دلفی.
یادت اومد؟
به وب منم بیا.
خیلی خوشحال شدم دیدمت.
نظر یادتون نره.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط ولگرد ستاره ها |

