به نام خداوند
دیر هنگامی بود که می خواستم از (Face of hate)بنویسم.گاهی یادم می رفت و گاهی هم هنگامش نبود.اینک هنگام اونه که ازش بنویسم.
من و این آقاپسر توی کلاس آموزش دلفی با هم آشنا شدیم.نزدیک به 4 سال پیش.از همون هنگام هم با برنامه نوشتن (ویژوآل وC++ ...) سرو کار داشت و همچین یه خورده عجیب و غریب بود.ما یک کلاس ویژه بودیم چون فقط 5 نفر بودیم .پنج تا پسر که هرکدوم واسه خودشون کسی بودن و یه جورایی باحال بودیم.با یک آموزگار از خودمون ویژه تر.دیگه ببین اون چی بوده!!! بی خیال اون سه تای دیگه (البته علیرضا که یکی از ما پنج نفر بود به تازگی داره میاد نظر میده خبر مرگش) حالا منم و این آقاپسر که اکنون خیلی شاخ شده و واسه خودش دیدگاه و شیوه ای داره.دست به کارای گنده گنده می زنه و... آره!
این دوست من خیلی بانمکه.خیلی هم شوخه.البته هنگامی که داره نوشیدنی می خوره نباید بهش چیز خنده داری بگید چون نکبت همه ی اون چیزی رو که تو دهنشه می پاشه بیرون.(خدا نصیبتون نکنه).
از اون تابستون که گذشت و ما از هم جداشدیم باهم ارتباط نداشتیم تا اینکه چند ماه پیش شماره تلفنش رو از تو کمدم پیدا کردم.زود پریدم بهش زنگ زدم.چند هفته پس از اون،هنگامی که داشتم از سرکار برمی گشتم توی اتوبوس دیدم یه پسر خوشتیپ روبروم رو صندلی نشسته.یه حس خوب بهم دست داد همه ی اینها تو یک ثانیه طول کشید.ناگهان با خوشحالی صداش کردم و اون هم که خیلی شگفت زده شده بود من رو نگاه کردو خلاصه دوستی فراموش شدمون دوباره جون گرفت.من سرپا و اون نشسته بود.داشتم براش اون چیزهایی رو که گذشته بود تعریف می کردم دید نمی شه من دارم بلند بلند سخن میگم و اینطوری هرکی تو اتوبوسه سروتهمون رو می فهمه.از جاش بلند شد و کنارم ایستاد و تا برسیم کلی خندیدیم و از هم گفتیم.(اونجا بود که لقب کوزت رو روم گذاشت!) فهمیدم اون هم از سر کار برمی گرده.خلاصه ایجوری بود که یه دوستی با ریشه ی بی پایان آغاز شد.
اینک هم می خوام که از ویژگی های خودش بگم که اگه اون ویژگی هارو از نزدیک حس کنید اگه جر نخورید دست کم تا یه هفته اوسکول میشید.
1) عشق متال داره خیلی خفن.
2) یه نمه همچین لجبازه به اندازه ای که اگه خودتون رو پاره کنید روی برخی از سخنهاش پافشاری میکنه.
3) دوست داره چهرش و تیپش با دیگران فرق کنه.
4) هرگز فرهنگ استفاده از تلفن رو نمی دونه یا دست کم نمی خواد که انجامش بده.
5) خیلی خوشگل می خنده(نه همیشه)
6) جذابه و از دیدگاه من میمیک چهره اش خوفه .جفتمون چهرمون به درد فیلمهای خشن هالیوودی می خوره!
7) به جز برخی هنگام باید یه نیم ساعتی انتظار بکشید تا سر قرار بیاد.
8) خیلی دوست داره آدمهای زود باوری مانند من رو سر کار بذاره.(یه جا خوندم که این جور آدما از نظر روانی بیمارند)
9) با پنبه سر می بره یعنی سخنش رو تو لبخندش جا میده و... .
10) خراب رفیقه و همیشه تلاش میکنه که حق دوستی رو به جا بیاره.(این یکی رو به عجایب هفتگانه ی جهان اضافه کنید)
11) یه کمی اضافه وزن داره (بدنش همچین یه نمه گوشتالوئه) دلیل این روهم هنگامی که باهاش برید بیرون یا برید به یک ساندویچی یا رستوران میفهمید .
12) یکی از ویژگی هاش که خیلی خوبه اینه که کینه ای نیست.(صد رحمت به شتر)نه شوخی کردم ای کاش همه ی مردم کشورمون مانند Face of hateهیچی تو دلشون نمیموند و کینه ای نبودند.
13) ریز بینه و می تونه مسایل سیاسی و اجتماعی رو بخوبی تحلیل کنه.
14)
اینک امیدوارم که با این چیزهایی که گفتم هندونه زیر بقلش نره و فیس و افاده نیاد.
این آقا یه چیزی رو یادش رفته بود درباره ی من بگه واون هم در باره ی قیافه ی من بود.یه پسر خوش تیپ و خوشگل که فقط و فقط یه مشکل تو چهرم دارم و اون هم بینی بسیار بزرگ منه. برای این که خوب درک کنید چی میگم براتون یه همانند سازی می کنم:
اگر شما بینی همه ی آدم ها رو (میانگین) قاشق چای خوری فرض کنید بینی من کفگیره.
بذارید بیاد نظر بده ببینیم چه تاثیری روش داشته.شماهم تحلیلش کنید از نوشته هاش حدس بزنید چه جور آدمی می تونه باشه .برید تو وبلاگش و تحلیلش کنید.
من هم شروع می کنم یکی یکی اون کسایی رو که تو وبلاگم تو قسمت دوستان هستند رو تحلیل کنم .باید شکیبا باشید.
راستی یه چیزی اگه شماها کتاب "دنیایی که من می بینم" اثر انیشتین رو خونده بهم بگه می خوام ببینم چجوریه.خودم زیاد دنبالش گشتم اما پیداش نکردم.
یکی از معماهای خیلی باحال انیشتین رو تو آپ های پس از این می ذارم.با حل کردن اون می تونید بفهمید که در زمره ی اون 2 درصد آدم باهوش جهان هستید یا در 98 درصد آدمهای کم هوش.

