به نام آفریننده ی زن
درود...
درود بیکران بر مادران ایران زمین...
دروود بر فریاد خاموش مهر مادری...
و درود بر آنانکه آن را چون گنجینه ای بی مانند ارج نهادند و چهره ی همسان هیچش را چون ابر بهاران نشمردند و فردای خویشتن را از لبخند به بغضی گلوبند دگرگون نساختند.
و درود بر آفریننده اش که آفریده اش را نتوانم همانگونه که شایسته و برازنده ی اوست پاسخگو باشم
و سپاس سپاسی مرگبار و جان فرسا بر تو ای هستی بخش برترین هست هستی سپاس
و افسوس بر من و آنانکه سخن و رفتار خویش را چون تیری زهرآلود بر جایگاه و سرچشمه ی مهر جهان نشانه رفتند افسوس
از این دریچه سخن بغض میشود و زبان مرا یارای یافتن واژگانی درخور و برابر آنچه هست نیست
تنها اندوهی که از ژرفای دل برمیخیزد و بر این برگ می نشیند واشک تمساحی که چون خونی که بر دشنه است می ریزد...
مرگ بر من باد مرگ...

